تبليغاتX
دبیرستان دانشوران

دبیرستان دانشوران

دبیرستان دانشوران

آدم کشی

عکس خودش گویاست:

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 22:18  توسط کیان  | 

فوت

فوت پدربزرگ محمد.م رو به او و خوانوادش تسلیت میگیم.

برای شادی روح مرحوم صلوات..............

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 21:17  توسط کیان  | 

وبلاگ دوباره شروع به کار میکند

با سلام خدمت همه ی عزیزان از امروز دوباره این وبلاگ شروع به کار میکنه منتها با یه تفاوت اونم اینه که از این به بعد به جایه امیر من براتون مینویسم.البته فکر کنم مشکله امیر به زودی هل میشه اون وقت دوتایی با هم مینویسیم . بزودی هم خبرهای داغی از مدرسه براتون میزارم. تا بعد خداحافظ                
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 12:55  توسط کیان  | 

سلام

سلام من این بلاگ رو می دم به هرکی از کلاس سوم دانشوران که خواست.چون من دیگه نمیتونم آپ کنم!
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 19:35  توسط کیان  | 

تظاهرات

سلام.امروز یه عکس تووووووپ به همراه چندتا عکس دیگه آوردم که حالشو ببرین:

اول اینو بگم که امروز از بس حاجی عاشوری رو اذیت کردیم حاجی داشت قهر میکرد اما وقتی داشت

میرفت بیرون چند تا از بچهها گریه کنان گفتند حاجی وایساا.... اون گفت باشه ۲ دقیقه میرم بیرون و دوباره

میام!(نا سلامتی حاجی براساس نظرسنجی محبوب ترین معلم مدرسه دانشورانه!!!)

حالا واسه اینکه متوجه بشین چقدر حاجی رو اذیت کردیم به عکس زیر نگاه کنین.(در ضمن از این به بعد

عکس ها با آرم وبلاگ گذاشته میشه.)

خبر دوم اینکه کفش های تقی از حالت پرایوت در اومد و تونستم به کمک n70 یه نفر که چندتا پست قبل

راجبش صحبت کرده بودم ازش عکس بگیرم!(منم n70 میخوام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)

خبر سوم رو توضیح نمیدم چون اصلا به مدرسه مربوط نیست ولی چون عکس باحالی بود و با n70 بعضیا

گرفته شده بود گفتم بزارم!!!ولی یه نوشته روی دیوار توجه کنین فکر کنم کار گیرنده عکس باشه..

و آخرین خبر اینکه کلاس ما در ردیف وسط یه میز و نیمکت اضافه داره و امروز مسئولان مدرسه تصمیم

گرفتن که اوون میز و نیمکت رو بردارن.اما ما با استفاده از نفوذ خودمون و عضو اصلی شورائ مدرسه نامه

ای تنظیم کردیم و توش نوشتیم :    ما اعتراض داریم          نیمکت نیاز داریم

و همه زیرشو امضا کردن بعدشم همه جلوی سفارت آقای حقیقی رفتیم و گوجه خراب پرت کردیم و اوونا

هم منصرف شدن و باز هم بچهای سال سوم دانشوران به هدف خود رسیدن!!!!!

عجب متن تخیلی بود ترشی نخورم ژول ورن میشم!!!!نه؟؟؟؟

تا بعد بای

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 20:16  توسط کیان  |