مثل یک رنگین کمون هفت رنگ

سرگذشت زندگیمون رنگ رنگ
ای صمیمی ، ای قدیمی ، هم قطار

بر دل شب ، شبنم عشقی بکار
شهر شب با مردم چشمک زنش

غصه‌ها را ریخته توی دامنش
ازدحام کوچه‌های بی کسی

پرشده ازیک بغل دلواپسی
این منم دلواپس بود و نبود 

از غم ای کاش ها چشمم کبود
تا به کی از آرزوها مون جدا

با تو هستم ، با تو هستم ای خدا
بقچه‌ی عشقم همیشه باز باز

جانمازم تشنه‌ی راز و نیاز
هم زبونی ها اگر شیرین‌تره

همدلی از همزبونی بهتره

با تشکر از استاد یاسمن